زمینی شدن نیلازمینی شدن نیلا، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره
آسمونی شدن نیلاآسمونی شدن نیلا، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 11 روز سن داره

نیلا فرشته آسمونی

عکس بچگی بابایی

سلام دختر خوشگلم عشقم نفسم عمرم تو تعطیلات عید خونه مامان بزرگ داشتیم آلبوم نگاه میکردیم که عکس بابایی خیلی بامزه بود منم از روش عکس گرفتم میخوام تو وبلاگت بزارم تا ببینی چقدر بابایی شیطون بوده از تو عکس معلومه ...
17 فروردين 1394

اولین کفش نیلا جووون

سلام دختر قشنگم تو همه هستی منی این اولین کفشی که من و بابایی با هم رفتیم برای گل دخترمون خریدیم عاشقتم دختر نازم ایشالله صحیح و سالم و زودتر میای تو بغل مامان و بابا  ...
17 فروردين 1394

اولین لباس نی نی وقتی فهمیدیم دختره

سلام دختر گلی مامان  یادم رفته بود این عکس رو بزارم اون روز که از سونو گرافی برگشتیم خونه وقتی همه فهمیدن مامان بزرگ و خاله لیلا و دایی حسین جوووون رفتند برات این لباس ناز و خوشگلو خریده بودند قربونشون برم که اینقدر ذوق داشتند من و نیلا خیلی دوستتون داریم   ...
17 فروردين 1394

سوغاتی خاله لیلا جووون از چابهار

عشق من و بابایی نیلا جووونم چند وقته تکونات تو شکمم حس میکنم خودتو سفت میکنی تو شکمم کلی ذوق میکنم عشقم تا به بابایی میگم تکون خوردی بابایی تا دستشو میزاره رو شکمم دیگه تکون نمیخوری مثل بابات شیطونیاااااااااااااا خاله لیلا جووون عید رفته بود چابهار برات یه ساک جقجقه اورده خاله جوووون دستت درد نکنه عاشقتیمممممممممم ...
16 فروردين 1394

خرید مامان بزرگ پدریش

سلام دختر نازم سلام خوشگل خانم مامان بزرگ(مامان بابایی) اونروز با بابابزرگ اومدند خونمون برات عروسک خریده بودند خیلی نازه مرسی مامان بزرگ  ...
16 فروردين 1394

خرید برای نیلا جوون به سلیقه دایی حسین جووونش

سلام دختر خوشگلم سلام عشق من و بابایی تو نفس منی عشق منی تمام هستی منی دایی حسین جوون که قربونش برم اینقدر ذوق داره هر سری که میره بیرون برای خواهرزاده نازش یه چیزی میخره  مرسی دایی جووووون عاشقتیم من و نیلا جووون ...
16 فروردين 1394

خرید عمه الهه جوووون

دختر خوشگلم چند روز پیش با عمه الهه صحبت کردم برات لباس مهمونی بگیره اونم که خیلی ذوق داره زودتر از من رفته بود برات خریده بود مرسی عمه الهه جوووون ...
10 فروردين 1394

خرید مامان بزرگ و خاله لیلا جوووووون برای نیلا جوووونم

دختر گلم مامان بزرگ و خاله لیلا هم همزمان با ما رفته بودن بهار برات خرید کردن قربونشون برم که اینقدر ذوق دارند میبینی چقدر دوستت دارن تازه دایی حسین جووووونم رفته بود بازار برات هد سر و انگشتر و لباس خریده بود دایی جوووون دستت درد نکنه  ...
10 فروردين 1394