زمینی شدن نیلازمینی شدن نیلا، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره
آسمونی شدن نیلاآسمونی شدن نیلا، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 12 روز سن داره

نیلا فرشته آسمونی

نیلا جووون تو 26 هفتگی

کودک شما چگونه تغییر می کند؟    اكنون وزن كودك شما كمی كمتر از 900 گرم و طول بدن او از سر تا پاشنه پا حدود 35.5 سانتی متر است. عصبهای گوش او در حال تكامل هستند كه در نتیجه به صداهای مختلف بهتر پاسخ می دهد. ریه های او در حال رشد هستند و او با نفسهای كوچكش مقادیر كمی از مایع آمنیوتیك را تنفس می كند. این تمرین برای تولد او و هنگامی كه می خواهد برای اولین بار با هوا تنفس كند بسیار مفید است. در صورتی كه كودك شما یك پسر باشد بیضه های او در حال حركت به سمت كیسه بیضه هستند كه درچند روز آینده به مقصد نهایی خود می رسند.   شما چگونه تغییر می کنید؟   در این زمان ممكن است فشار خون شما كه از هفته بیست و دوم...
27 ارديبهشت 1394

نیلا جووون تو 25 هفتگی

کودک شما چگونه تغییر می کند؟    اندازه كودك شما از سر تا پاشنه پا حدود 34.3 سانتی متر شده است. وزن او (كه حدود 680 گرم است) خیلی زیاد به نظر نمی رسد اما او به زودی كمی بافت چربی می آورد و قیافه باریك و نحیف او تغییر خواهد كرد، پوست نسبتا چروكیده او صاف می شود و شباهت او به یك نوزاد كامل بیشتر و بیشتر خواهد شد. احتمالا اكنون می توان موهای او را دید كه هم رنگ و هم حالت گرفته اند، هر چند كه رنگ و حالت موهای او ممكن است بعد از تولد تغییر كنند.   شما چگونه تغییر می کنید؟     نه تنها كودك شما موهای بیشتری درآورده است كه ممكن است موهای سر خود شما هم پرتر و درخشنده تر به نظر بیایند. در واقع موهای ...
19 ارديبهشت 1394

سونوگرافی نیلا خانم

سلام دختر نازم نیلای خوشگل مامان عشق مامان و بابایی همش منتظرم که بپری بغلم عاشقتممممممممممممممم دیروز جمعه رفتیم سونوگرافی خانم دکتر مهربون گفته بود یه همایشه بیا تا نیلا جووونو چکش کنیم من و بابایی سر ساعت اونجا بودیم اینقدر هیجان داشتی همش داشتی وول میخوردی قربون تکونات برم عزیزم بعد که نوبت ما شد من دراز کشیدم رو تخت تا خانم دکتر مهربون تو رو چک کنه بابایی هم بالای سرت واستاده بود نمیدونی چقدر خندیدیم همش تکون میخوردی نمیزاشتی خانم دکتر صدای قلبتو بشنوه همش دستتو مشت میکردی یا با پاهای خوشگلت که مامان به قربونش بره لگد میزدی همه میگفتن ماشالله چه شیطونههههههههههههههه گفتم به باباش رفته همه گفتن معلومه ولی کلی خیالم راح...
19 ارديبهشت 1394

لباس خواب نیلا جووون

دختر خوشگلم نیلا جونم سلام عزیزم قشنگم صبحت بخیر تو نفس و عمر منی دیروز رفتم خونه مامان بزرگ جووون مامان بزرگ برات دستمال دوخته وقتی بغلت میکنم بندازم رو سر شونه هام صورتت نخوره به لباسم میکروب بره تو دهنت مریض بشی الهی قربون اون صورت خوشگلت برم تازه مامان بزرگ برات دو دستم لباس خواب خریده که تنت کنم و راحت بخوابی عشقم تو جیگر منی   مامان بزرگ دستت درد نکنه ما عاشقتیممممممممم ...
14 ارديبهشت 1394

خرید لباس مهمونی برای نیلا جووون

این لباسها رو دایی حسین جووووووون برات خریده   مرسی دایی جوووووون دلم میخواد زودتر بیایی و اینا رو بپوشی تا حسابی بچلونمت بعضی وقتها اینقدر ووول میزنی تو شکم مامان ولی بعضی وقتها هم خیلی ساکتی عشقم ...
13 ارديبهشت 1394

خرید برای نیلا جوووون

سلام نیلا جوووونم دختر خوشگل و ماهم قند عسلم  پنج شنبه با بابایی و مامان بزرگ رفتیم کرج برات یه کوچولو خرید کردیم  دلم ضعف میره وقتی وسایلتو نگاه می کنم عشقم نفسم عمرم زودی بگذره بپری تو بغل مامان و بابایی برای دختر نازمون وان حموم، پستونک، عروسک توی وان برای بازی، بشقاب و قاشق و چنگال، تشک تعویض خوشگلم براش خریدیم عاشقتممممممممممممممممممم ...
13 ارديبهشت 1394

پاپوش نیلا جووون که عمه الهه جون خریده

سلام نیلا جوووونم دختر خوشگل مامان و بابایی خیلی دلم میخواد زودتر بگذره و زودی بیایی تو بغل من و بابایی عاشقتم دختر گلم عمه الهه جووون برات پاپوش خوشگل خریده عمه جووووون مرررررررررررررررررسی من و نیلا عاشقتیییییییییییییییم ...
8 ارديبهشت 1394

خرید نیلا جووون

سلام دختر خوشگلم عشقم نفسم  پنج شنبه با مامان بزرگ رفتیم خیابون بهار برات خرید کنیم بابایی نبود همراهمون دوست داشتم اونم میومد ولی کار داشت نیومد   ولی بهر حال دیگه رفتیم خیابون بهار چقدر لباسهای خوشگل و خوب داشت رفتیم برات سرویس حوله خریدیم خیلی خوشگلهههههههههههههه ایشالله وقتی بدنیا اومدی بردمت حمام تنت میکنم کلی کیف کنی بعد برای لباسهایی که داری همشون چوب لباسی ندارن برات چوب لباسی خریدم جوراب صورتی خریدم الهی قربون پاهات برم که قرار اینا رو بپوشی  دستمال خشک کن خوشگل خریدم که خواستم خشکت کنم کیف کنی عشقم نفسمممممممممممممم عاشقتمممممممممممم نیلا جوووونم فقط لحظه شماری میکنم تا زودی بیای تو بغل ماما...
5 ارديبهشت 1394